تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

340

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

الليل علينا و اعتكر « اين شب بر ما دراز و تيره گشت . » و نيز گفت : « ألا طال اللّيالى و النّهار « شبها و روزها دراز شدند . » چون از لابه كردن به نعمان فروماند اشعارى گفت كه در آن مرگ را به ياد او مىآورد و او را از پادشاهانى كه پيش از آن هلاك شده بودند آگاهى مىداد و اين شعر را گفت : ارواح مودّع ام بكور « 1 » « آيا شبى است كه بدرود كرده مىشود يا روزى است كه مىآيد ؟ » و اشعارى از اين قبيل فراوان گفت . نعمان از حيره بيرون شد و آهنگ بحرين كرد . مردى از غسّان بر حيره بتاخت و آنچه مىخواست از آنجا بربود . گويند آنكه بر حيره بتاخت و در آن آتش زد جفنة بن النعمان الجفنىّ « 2 » بود . عدىّ در اين باره چنين گفت : سما صقر فأشعل جانبيها * و الهاك المروّح و العزيب « بازى به پرواز درآمد و هر دوسوى ( حيره ) را به آتش كشيد ؛ امّا شترانى كه شب به جاى خود مىروند و شترانى كه در چراگاه رها شده‌اند ، تو را به خود سرگرم ساختند . » چون زندان عدىّ به درازا كشيد به برادرش ابىّ كه پيش خسرو بود اين اشعار را نوشت : ابلغ ابيّا على نأيه * فهل ينفع المرء ما قد علم بانّ اخاك شقيق الفؤا * دكنت به والها ما سلم لدى ملك موثق بالحد * يد امّا به حق و امّا ظلم فلا اعرفنك كداب الغلا * م ما لم يجد عارما يعترم

--> ( 1 ) - اين مطلع قصيده‌ايست كه ما در فصل دوم و چهارم دو مقطوعه از آن دربارهء پادشاهان گذشته و غيره ديده‌ايم . ( 2 ) - جفنة كه اين جفنى منسوب بدان است ، جدّ بزرگ خاندان امراى غسّانى است . حمزه ( ص 118 ) در اينجا غسّانى ديگرى را نام مىبرد . از اشعار ديگرى كه در اغانى مذكور است صريحا برمىآيد كه در اينجا به حيره و به عبارت بهتر به اطراف حيره يك حملهء ناگهانى صورت گرفته بوده است . امّا اين قصّه بايستى پيش از حبس عدىّ صورت گرفته باشد زيرا پس از صلح با موريسيوس در سال 591 م . يكى از امراى تابع روم به سختى مىتوانست به چنين اقدامى دست بزند زيرا اين امر بيشتر از يك تجاوز سرحدّى بوده است كه هر دو طرف « عرب » گاهگاهى در زمان صلح هم به خود اجازه مىداده‌اند .